تبليغاتX
اکسیر

اکسیر

اکسیر عشق

راز زندگی

زندگی یک رازه ولی گاهی ما اونو در حد یک مسئله یا مشکل تنزل میدیم و وقتی یک راز رو به یک مشکل تبدیل میکنی، دچار درد سر میشی، چون راه حلی براش نمیتونه وجود داشته باشه. یک راز یک رازه و غیر قابل حل، برای همین بهش میگن راز.

زندگی یک مشکل نیست، و این یکی از اساسی ترین اشتباهاتی است که همه ما مرتکب میشیم: بلافاصله یه علامت سوال میزاریم. و اگه یه علامت سوال مقابل یک راز بزاری، ممکنه تمام عمرت رو دنبال جوابش بگردی بدون اینکه بتونی جوابی براش پیدا کنی و در نتیجه دچار یاس و نا امیدی هم بشی.

+ نوشته شده در  Sun 28 Aug 2011ساعت 3:35  توسط آرش  | 

تنهائی خوب است یا بد؟

تنهائی یک حقیقت است. یک حقیقت نهائی. انسان تنها می آید و تنها می رود و در میان این دو تنهائی، ما انواع و اقسام روابط را می سازیم و برای آنها می جنگیم، فقط برای آنکه خودمان را گول بزنیم. چرا که در واقع در زندگی نیز انسان تنهاست. ولی نکته اینجاست که تنها بودن اصلآ چیز بدی نیست، چیزی نیست که نگرانش باشیم یا از آن بترسیم. اتفاقا باید از تنهائی لذت برد. در کتاب لغات دو کلمه برای این مفهوم پیدا میکنید که ظاهرا هم معنی هستند در حالی که خلقت دو مفهوم کاملا متضاد برای آنها قائل است: یکی کلمه تنهائی (Aloneness) و دیگری کلمه بی کسی (Loneliness)

بی کسی دارای بار منفی است، مانند تاریکی. بی کسی یعنی عدم وجود یک شخص، یا حس گم کردن کسی، یعنی احساس پوچی و در نتیجه ترس در این جهان بی انتها.

تنهائی اما معنای کاملا متفاوتی دارد. مفهوم تنهائی گم کردن و از دست دادن کسی نیست بلکه به این معناست که شخص خود را پیدا کرده است، یک مفهوم کاملا مثبت.

با پیدا کردن خود، شخص معنای زندگی را می یابد، اعجاز زندگی را، شادی و سرور زندگی را، شکوه و جلال  زندگی را. پیدا کردن خود، عظیم ترین کاری است که ممکن است انسان در طول زندگی خود انجام دهد، و این مهم  فقط زمانی ممکن است که شما تنها هستید. وقتی که ذهن شما با چیزی یا کسی اشغال نشده باشد، وقتی که فکر شما عمیقا خالی از هر چیزیست. در این خالی بودن، در این هیچ بودن، یک معجزه اتفاق می افتد. و این معجزه اساس همه ادیان واقعی است.

معجزه این است که وقتی چیزی در ذهن شما نیست که آگاهی بر روی آن متمرکز شود، آگاهی بر روی خود بر می گردد، در این حالت دایره کامل میشود. آگاهی بدون برخورد به مانعی به منبع خود باز می گردد. و زمانی که دایره کامل میشود، شما دیگر یک انسان معمولی نیستید، حال شما بخشی از خداوند هستید، بخشی از دایره الوهیت که کل هستی را در بر میگیرد. قلب شما با ضربان کائنات خواهد تپید.

Love, Freedom, Aloneness  by OSHO

+ نوشته شده در  Thu 11 Aug 2011ساعت 3:14  توسط آرش  | 

بارش عشق


حضور تو اتفاقی نیست. هستی به تو نیاز دارد. بدون تو چیزی در خلقت کم خواهد بود و هیچ کسی نمی تواند این کمبود را جبران کند. این که کل وجود جای خالی تو را احساس خواهد کرد، شان و مقام تو را نشان میدهد.

ستارگان و خورشید و ماه ، درختان و پرندگان و زمین -- هر چیزی در جهان، جای خالی کوچکی را حس خواهند کرد که نمی تواند توسط هیچ کسی مگر توسط تو پر شود.


این حقیقت که تو در ارتباط با هستی نقشی داری و کل وجود از تو مراقبت می کند، به تو شادی و سرور عظیمی خواهد داد. هنگامی که تو پاک و شفاف هستی، میتوانی ببینی که چگونه کاینات از همه طرف بر تو عشق می بارد.

امشب برای دقایقی بیرون برو و به ستاره ها نگاه کن... خودشون با تو حرف خواهند زد.

"اشو"

+ نوشته شده در  Tue 24 Nov 2009ساعت 13:0  توسط آرش  | 

10 فرمان مردانه

 

براي اين كه راحت‌تر زندگي كنيد، فال قهوه در اقدامي خودسرانه دست به انتشار 10 فرمان جهان‌شمول و مردانه مي‌زند.اگر عمري ماند فرامين زنانه را در روزهاي آينده منتشر مي‌كنيم. بديهي است؛
1- اين فرمان‌ها از لحاظ سياسي بي‌ضرر مي‌باشد.
2- اين فرمان‌ها را از دسترس اطفال دور نگه داريد.
3- اين فرمان‌ها براي استعمال خارجي است.
4- قبل از مصرف خوب تكان دهيد.

اول- ازدواج نکنيد.
دوم- ازدواج کرديد طلاق بگيريد.
سوم- بچه‌دار نشويد.
چهارم- بچه‌دار شديد يک پرستار جوان برايش بگيريد.
پنجم- با پرستار بچه‌تان ازدواج نکنيد. (وگرنه بايد از فرمان اول دوباره شروع كنيد!)
ششم- با فاميل‌تان، دوست نشويد.
هفتم- با دوست‌تان، فاميل نشويد.
هشتم- قبل از اينكه ازدواج كنيد مطمئن شويد همه كتاب‌هايي را كه دوست داشته‌ايد خوانده‌ايد.
نهم- در دوربين نگاه نكنيد تا دور كله‌تان خط قرمز نكشند. اين مساله شوخي نيست.
دهم- قبل از آنكه فعاليت سياسي كنيد عاشق شويد.يا قبل از اينكه فعاليت عاشقانه خود را شروع كنيد، فعاليت سياسي‌تان را تمام كنيد.

به اين 10 فرمان عمل کنيد تا رستگار شويد.

پوريا عالمي (روزنامه اعتماد ملی ۲۱ تیر ۸۸)

+ نوشته شده در  Sun 12 Jul 2009ساعت 22:50  توسط آرش  | 

محمود احمدی نژاد یا سبورچیان؟

از دکتر مهدی خزعلی:

یک چیزی همیشه فکر من را به خود  مشغول می کند و روزی راجع به اون تحقیق می کنم،  چرا قدرت بازار در موتلفه جمع است و چگونه است که رهبر موتلفه یهودی زاده است و فامیلی خود را به عسگر اولادی مسلمان تغییر داده است ؟  و به گونه ای از اقتصاد اسلامی دفاع می کند که پیر و برنانه تنها از اقتصاد اسلامی بلکه از دین می گریزد !!

     در قم آنکه بیشتر دم از اسلام و ولایت می زند و دست همه مراجع را در تعصب دینی بسته است و آن چنان تئوری حکومت اسلامی سر می دهد و بر طبل تحجر می کوبد،  که دین و آیین محمدی در نظر مردم ناخوش آید ! و تمام دین گریزی مردم از قرائت دینی اوست،  حتی دین روحانیت مبارز را قبول ندارند، خود را آسمانی می دانند و همه را زمینی !!  باز به حسب و نسب که برمی گردیم به اجداد یهودی می رسیم !!

     در افغانستان، طالبان چهره ای زشت از اسلام عرضه می کنند،  و رهبران طالبان و القاعده در امریکا و با پول آزانس های یهود تربیت و تجهیز می شوند !!

    اخیرا شنیدم احمدی نژاد هم که دست کمی در تظاهرات افراطی دینی از آنان ندارد، از خانواده ای یهودی تبار بوده است ،  نگاهی به صفحه توضیحات شناسنامه او بیاندازیم تا تغییر فامیلی از " سبور جیان" به احمدی نژاد را دیده و ریشه خانواده سبورجیان در آرادان را بررسی کنیم!! اگر حقیقت داشته باشد ، حلقه قدرت ، ثروت  و روحانیت کامل است، اینبار زر و زور و تزویر در نسل قوم یهود در ایران تحکیم شده است !

   نگاهی به سابقه خانوادگی طراح مسئله هولوکاست بیاندازیم، همان مسئله ای که موجب مظلوم نمایی اسرائیل شد، مسئله ای که برای اولین بار در شورای امنیت ایران به نفع اسرائیل محکوم شد، مسئله ای که اروپارا علیه ایران متحد کرد، بهتر است نظام اسلامی به حسب و نسب مادری او و محل رشد و نمو او بیشتر دقت کند، شاید رئیس جمهور در این موضوع بازی خورده باشد ! 

     من صاحبخانه ای دارم یهودی،  که فامیلی خود را عوض کرده است و یک فامیلی صد در صد اسلامی به معنای دوستدار خداوند یکتا برگزیده است، انتخاب فامیلی عربی و اسلامی برای حفظ اموال بوده است، سالی چند ماه به عنوان دبی از دسترس خارج می شود و حتی وکیل او نیز پیدایش نمی کند و امکان تماس با او نیست، شما فکر می کنید این پیرمرد جایی جز اسرائیل می رود!   اخیرا پس از ناامنی اسرائیل ، خانواده خود را بعد از سالها دوری از وطن به کشور آورده است،  این قوم حاضرند نسلها دین و آیین دیگری اختیار کنند تا به اهداف خود برسند. او در جلسات آنقدر از علی (ع) و حب علی(ع) می گوید و هر قسم دروغی را با نام علی می خورد که من گاهی احساس می کنم دارد به ریش من می خندد و امام مرا به سخره می گیرد!  گاهی به او می گویم : نمی خواهد بنام امیر مومنان سوگند یاد کنی ، تو به موسی ابن عمران (ع) سوگند بخور کافی است چون من به پیامبر شما ایمان دارم و نیازی نیست از امام ما خرج کنی که به او ایمان نداری!  در این دو سال و اندی که مستاجر اویم در جلسات ، بیش از پدرم که خود را وقف علی (ع) کرده است و حتی علامه امینی (ره)،  او از علی(ع) گفته است!!!

   نمی دانم یکی تاکید دارد که عسگر اولادی مسلمان است ، دیگری اصرار دارد از نژاد احمد است، و صاحبخانه ما " کشریم" را رها کرده و می گوید " محب یکتا " ست، آن یکی هم که آسمانی است و چراغ هدایت است ! خدا را شکر که هنوز هیچ کدام ادعای سیادت نکرده اند !  یادش به خیر در سفری که در زمان صدام ملعون به عتبات داشتیم، در یکی از رواق های حرم حضرت ابوالفضل(ع) بر روی دیوار با کاشی کاری شجره نامه صدام نصب شده بود که به امیر مومنان می رسید !!!

 611/87  / دکتر مهدی خزعلی

 

+ نوشته شده در  Wed 1 Jul 2009ساعت 0:6  توسط آرش  | 

باران

"خبر رسيده كه باران
  دوباره ‏
    خواهد باريد،
خدا برهنه خواهد شد،
و باغ خاكستر خواهد شكفت.‏
مسافري در راه است ‏
كه بادبانش از ارغوان و ابر پر است،
و جسم ظلمت را،
اين هزارپاي زخمي را،‏
از خواب نسترن‌ها بيرون مي‌افكند
مسافراني در راه‌ اند،
سپيده‌دم را بر دوش مي‌كشند آنان...‏
خبر رسيده كه باران، درشت خواهد باريد،
خدا برهنه خواهد شد.‏
مگر نمي‌بيني
   كه قلب من سبز است،
و حالتي دارم،
   كه آب و آتش دارند..." 

(محمدرضا شفيعي كدكني)‏

+ نوشته شده در  Wed 18 Mar 2009ساعت 12:40  توسط آرش  | 

قیصر

 

حرفهای ما هنوز ناتمام ...

تا نگاه می کنی

   وقت رفتن است

باز همان حکایت همیشگی !

پیش از آنکه با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...

ناگهان

   چقدر زود

           دیر می شود !...

 

 

+ نوشته شده در  Tue 17 Mar 2009ساعت 22:39  توسط آرش  | 

خلاقیت

خلاقیت چیزی نیست که بخوای منتظرش باشی تا در تو بوجود بیاد، بلکه این خلاقیته که منتظر عملکرد توست تا خودش رو نشون بده.

اون چیزی که برای خلاق شدن لازمه تصمیم گرفتنه نه منتظر بودن. جسور باش. قلم مو رو بردار. دوربین رو دستت بگیر. کامپیوتر رو روشن کن. شروع کن به غذا پختن. در محل کار زود تر حاضر شو. راه حل پیشنهاد کن. ایده ارایه کن. پاسخ شو.

 

+ نوشته شده در  Sat 7 Feb 2009ساعت 3:51  توسط آرش  | 

آگاهی

آگاه بودن یعنی همه چیز... نه بخشی از زندگی یا دیدگاه خاصی نسبت به مسایل. آگاهی یعنی کل...

پس به آگاهیت توجه کن، نه به فکرت.

تفکر تو نسبت به چیزهای مختلف میتونه تو رو به اشتباه بندازه - همونطور که اکثر اوقات اینکارو می کنه - چون تفکر غالبا رنگ احساسی و هیجانی داره. ولی آگاهی اینطور نیست.

 چیزی که هست رو فقط مشاهده کن. بعد ببین در مورد اون چی فکر میکنی. بعد از خودت بپرس: "چرا اینجوری فکر می کنم؟" و یک سوال خیلی مهمتر که می تونی از خودت بپرسی اینه که: "چی می شد اگه جور دیگه ای فکر می کردم؟"

+ نوشته شده در  Wed 28 Jan 2009ساعت 0:20  توسط آرش  | 

تونل

 

"وقتی آخر تونل نوری را دیدی، به اون نور توجه کن، سعی نکن برگردی و تونل های جدیدی حفر کنی"

بقول جان کویینتن بعضی از سیاستمداران این کار رو انجام میدن. شاید خود ما هم بعضاً اینکارو بکنیم. درست وقتی که داره اوضاع روبراه میشه، شروع میکنیم به دقت کردن به مسایلی که در زندگیمون "درست" پیش نمیرن یا چیزهای بدی که "ممکنه" برامون پیش بیاد... 

 کاینات یا خداوند (هر چی شما اسمشو بذارین) خیلی مهربونه، در واقع اونقدر مهربون که دقیقاً اون چیزی رو به شما میده که انتظارشو دارین...

خیلی جالبه مگه نه؟؟ بستگی داره شما چه انتظاری داشته باشین...

 

 

+ نوشته شده در  Mon 26 Jan 2009ساعت 20:59  توسط آرش  |